رخ زردی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رخ زردی . [ رُ زَ ] (حامص مرکب ) صفت رخ زرد. حالت رخ زرد. زردرویی . روی زردی . زردرو بودن . زردرخ بودن : دل سیاهی دهند و رخ زردی بهل این سرخ و سبز [ شراب و بنگ ] اگر مردی . اوحدی . و رجوع به رخ زرد و روی زرد و زردرویی شود.