رخ پوشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رخ پوشیدن . [ رُ دَ ] (مص مرکب ) پنهان کردن روی . در نقاب رفتن . در حجاب شدن . روی نهان کردن به چیزی : خوبرویان چو رخ نمی پوشند عاشقان در طلب نمی کوشند. اوحدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رخ پوشیدن . [ رُ دَ ] (مص مرکب ) پنهان کردن روی . در نقاب رفتن . در حجاب شدن . روی نهان کردن به چیزی : خوبرویان چو رخ نمی پوشند عاشقان در طلب نمی کوشند. اوحدی .