رخت انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رخت انداختن . [ رَ اَ ت َ ] (مص مرکب ) یا رخت انداختن در جایی . کنایه از اقامت کردن . از حرکت بازایستادن و ماندن . توقف کردن در جایی : گفتی از آن حجره که پرداختند رخت عدم در عدم انداختند. نظامی . سپه را یکی بانگ برداشت سخت که دیگر مران خر بینداز رخت . (بوستان ).