رد شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رد شدن . [ رَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) قبول نشدن . پذیرفته نشدن . مردود گردیدن . (یادداشت مؤلف ). مردودشدن . رفوزه شدن (در امتحان ). (فرهنگ فارسی معین ). ♦ رد شدن پیشنهاد در مجلس شوری یا سنا ؛ پذیرفته نشدن آن . (یادداشت مؤلف ). ♦ رد شدن شاگرد در امتحان ؛ قبول نشدن وی در آزمایش . (یادداشت مؤلف ). ◄ گذشتن . رفتن و گذشتن . عبور کردن . (یادداشت مؤلف ) (فرهنگ فارسی معین ): رد شو؛ بگذر. (یادداشت مؤلف ). ◄ دور شدن . (ناظم الاطباء). ◄ رانده شدن . مردود شدن : بد ز گستاخی کسوف آفتاب شد عزازیلی ز جرأت رد باب . مولوی . گر از درگه ما شود نیز رد پس آنگه چه فرق از صنم تا صمد. (بوستان ). ◄ پشت دادن . (ناظم الاطباء).