رد مظالم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رد مظالم . [ رَدْ دِ م َ ل ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رد مظلمه . در اصطلاح فقه، مالی که کسی به حاکم شرع دهد بابت دین یا دیونی که بر ذمّه دارد و داین آن معلوم نیست، خواه داین آن شرع باشدو خواه عامه ٔ مردم، غالباً این اصطلاح به دیونی اطلاق می شود که متعلق به اشخاص غیرمعین باشد : وآن تاجری که رد مظالم به ما نداد مسکن کند به قعر سقر کاروان او. ملک الشعراء بهار.