رس انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رس انداختن . [ رُ اَ ت َ ] (مص مرکب ) تبلور. متبلور گشتن . ♦ رس انداختن شکر ؛ تبلور. متبلور شدن . کر زدن آن . (یادداشت مؤلف ). ♦ رس انداختن شیره و مانند آن ؛ متبلور شدن آن . (یادداشت مؤلف ). ♦ رس انداخته ؛ شکرکرزده . متبلور. (از یادداشت مؤلف ).