واژه‌جو

رسانده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رسانده . [ رَ / رِ دَ / دِ ] (ن مف ) متصل شده . (فرهنگ فارسی معین ). الحاق شده . اتصال داده شده . (یادداشت مؤلف ). ◄ انتقال داده . ◄ حمل کرده . ◄ ابلاغ شده . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به رساندن شود.

معنی رسانده | واژه‌جو