رسانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رسانه . [ رَ / رِ ن َ / ن ِ ] (اِ) وسیله ٔ رساندن . ♦ رسانه های گروهی ؛ وسایل ارتباط جمعی مانند رادیو و تلویزیون و مطبوعات .
رسانه . [ رَ / رِ ن َ / ن ِ ] (اِ) حسرت و افسوس و تأسف . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ) (از برهان ). افسوس و تحسر و حسرت . (از شعوری ج ٢ ص ١٠). حسرت و افسوس . (آنندراج ) (انجمن آرا) (فرهنگ جهانگیری ). اندوه و غم . تحسر. (یادداشت مؤلف ) : پدرت و برادرت و فرزند و مادر شدستند ناچیز و گشته فسانه تو پنجاه سال از پس مرگ ایشان فسانه شنیدی و خوردی رسانه . ناصرخسرو. ای رس بجزاز بهر تو نگردد این خانه ٔ رنگین پررسانه . ناصرخسرو. ◄ ناله و زاری . (ناظم الاطباء).