رسایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رسایی . [ رَ ] (اِخ ) یا رسایی پنجابی . محمد ارشد. از گویندگان قرن دوازدهم هندوستان بود. رجوع به تذکره ٔ حسینی چ لکهنو ص ١٣٤ و شمع انجمن چ هندوستان ص ١٧٧ و روز روشن چ هوپال ص ٢٤١ و فرهنگ سخنوران تألیف خیامپور شود.
رسایی . [ رَ ] (حامص ) رسائی . رسا بودن . رسندگی . واصل بودن . ◄ درآمد و مدخل . (ناظم الاطباء). ◄ وصال . (آنندراج ). ◄ سرعت انتقال و چالاکی در ادراک . ◄ قابلیت و کاردانی و هنر و فراست و لیاقت و شایستگی و سزاواری . (ناظم الاطباء). ◄ دانش . ◄ فهم و ادراک . ◄ فضیلت . (ناظم الاطباء). ◄ کمال . (انجمن آرا) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بلوغ .(انجمن آرا) (یادداشت مؤلف ) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ کفایت . کفاف . (یادداشت مؤلف ). ◄ بلاغت . (یادداشت مؤلف ). بلیغ بودن .