رشک آور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رشک آور. [ رَ وَ ] (نف مرکب ) رشک آورنده . حسود و رشک برنده . (ناظم الاطباء). به معنی حسود است . (از شعوری ج ٢ ورق ٥). رشکور. رشکین . (یادداشت مؤلف ). ◄ گاهی به معنی غیور و باتعصب آید. (از شعوری ج ٢ ورق ٥).