رشک خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رشک خوردن . [ رَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) رشک آوردن . رشک آمدن . رشک ورزیدن : غِیار. غَیْرَة. غَیْر. (منتهی الارب ) : رشک رقیب می خورم لیک عوض نمی کنم با لب خنده خیز او دیده ٔ گریه زای را. ظهوری (از آنندراج ). و رجوع به رشک آوردن و رشک آمدن و رشک ورزیدن شود.