رشک داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رشک داشتن . [ رَت َ ] (مص مرکب ) حسد ورزیدن . رشک آوردن : گر سر عاشقی ای عهدشکن خواهی داشت دل به هر کس که دهی رشک بمن خواهی داشت . (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رشک داشتن . [ رَت َ ] (مص مرکب ) حسد ورزیدن . رشک آوردن : گر سر عاشقی ای عهدشکن خواهی داشت دل به هر کس که دهی رشک بمن خواهی داشت . (از آنندراج ).