رشیدالدین وطواط | غزلیات | شماره ۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جانا، مرا غم تو بغایت همی رسد اندوه عشق تو بنهایت همی رسد گویی: حکایتی مکن از حال عشق من خود کی ز عشق تو بحکایت همی رسد؟ حسن تو ختم گشت نخواهد، که هر زمان در شأن من بحسن صد آیت همی رسد کم کن جفا، که از تو بدرگاه تاج دین گه گه بلطف حال شکایت همی رسد