رشیدالدین وطواط | مقطعات | شماره ۸۳ - در حق فخر الدین
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
اجل فخر دین، ای کریم جهان ترا داد یزدان همه جاه هستی بفضل و کرم دست گیرم، که در غم مرا کشت اندیشه تنگ دستی بود هیچ آیا که ما خادمان را شراب سخای تو آرد بمستی؟ بیک جذبه مکرمت بخت ما را ببالا رساند کف تو ز پستی؟ بدو نام نیکو طلب کن بدنیا که چیزی نیاید ز دنیاپرستی