رشیدالدین وطواط | مقطعات | شماره ۸۴ - در حق جمال الدین
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای یگانه جمال دولت و دین دلم از هجر خویش خستستی روی آوردهای بعیش و مرا پشت بیروی خود شکستستی در میان ریاض همچو بهشت با سمن ساعدان نشستستی دست عشرت گشادهای و ببند پای احداث چرخ بستستی گرت خود نیست راحتی، باری از گرانی بنده رستستی