رعبوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رعبوب . [ رُ ] (ع ص، اِ) مرد زبون و جبون . (از اقرب الموارد). مرد بددل و ترسنده . (ناظم الاطباء)(منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ درازبالای پرگوشت نازک اندام، و مذکر ومؤنث در آن یکی است یا مخصوص زنان است نه مردان . (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). ج، رَعابیب . (المنجد). ناعمة. (اقرب الموارد). رجوع به ناعمة و رعبوبة شود. ◄ ناقة رعبوب ؛ شتر ماده ٔ بسیارسبک . (از اقرب الموارد). ◄ بن شکوفه ٔ خرما. (ناظم الاطباء).