رعدید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رعدید. [ رِ ] (ع ص ) جنبان و ترسان . (ناظم الاطباء). ترسویی که بسیار لرزان باشد. (از اقرب الموارد).بددل . ترسان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ترسنده . ترسو. (یادداشت مؤلف ). ◄ زن لرزان گوشت . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) پالوده . ج، رَعادید. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (آنندراج ). فالوده . پالوده . فالودج . (یادداشت مؤلف ). پالوده . (از اقرب الموارد).