رعلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رعلة. [ رَ ل َ ] (ع اِ) آنچه از گوش گوسپند و ماده شتر بریده آونگان گذارند. ◄ غلاف سرنره . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ شترمرغ . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). اشترمرغ . (مهذب الاسماء). ◄ نخله ٔ بلند یا خرمابن نر یا بلایه ٔ بارآور. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). نخله ٔ خرمابن بسیاربار. (از اقرب الموارد). خرمای خشک . ج، رِعال . (مهذب الاسماء). ◄ عیال مرد یا عیال بسیار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). عیال . (از اقرب الموارد). ◄ آنچه ازشاخه و برگ و جز آن اول برآید. ◄ تیزی هر چیزی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ گله ٔ اسبان اندک . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ پیشروگله یا گله ٔ مقدار بیست یا بیست و پنج . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از آنندراج ). ◄ گله ٔ گاوان . ج، اَرعال، رِعال و ج ج، اَراعیل . (ناظم الاطباء)(از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ♦ اَبورِعلَة ؛ گرگ . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
رعلة. [ رُ ل َ ] (ع اِ) یا رُعله . تاج ریحان و آس . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد). تاج از ریاحین . اکلیل از ریاحین . (یادداشت مؤلف ).