رعوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رعوی . [ رُ وا ] (ع اِ) رَعوی ̍. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به رَعوی ̍ و رَعوَة شود.
رعوی . [ رَ وا ] (ع اِمص ) رِعوی ̍. پرداخت از جهل و بدی و بازایستادن از آن . (ازاقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به رَعوَة و رَعْوْ شود. ◄ حفاظت و نگاهداری . (ناظم الاطباء). ◄ نگاهداشت . اسم است از رعی و رعایة، به معنی نگاه داشتن حق کسی را. (منتهی الارب ).
رعوی . [ رَ وا ] (ع مص ) رعوة. مصدر است از رعو و رعوة. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). رجوع به رَعْوْ و رَعوَة شود.