رفاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ فّ) [ ع. ] (ص.) رفوگر، رفوکننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ) [ ع. ] (ص فا.) (اِمص.) پیوستگی، سازگاری.
(رَ فّ) [ ع. ] (ص.) رفوگر، رفوکننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفاء. [ رِ ] (ع اِمص ) سازگاری . (دهار). اتفاق . حسن اجتماع . سکون . طمأنینه . سازواری . سازوار آمدن . سازگاری . پیوستگی . برچسبانی . ♦ بالرفاء والبنین ؛ دعایی است به تازه داماد یا تازه بیوک : خداوند شما را به یکدیگر مهربان کناد و پسران دهاد. (یادداشت مؤلف ).