رفاقت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رِ قَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) دوستی کردن، همراهی کردن.<BR>۲- (اِمص.) همراهی، یاری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رِ قَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) دوستی کردن، همراهی کردن. ۲- (اِمص.) همراهی، یاری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفاقت . [ رِ ق َ ] (ع اِمص ) همدمی . همراهی . (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات از قاموس ). یاری . (از نصاب الصبیان ). همراهی . همراهی کردن . (یادداشت مؤلف ). ♦ رفاقت کردن ؛ معاشرت کردن . مجالست کردن . نشست و برخاست کردن . همراهی کردن . (یادداشت مؤلف ). ◄ دوستی و محبت و مهربانی و ملاطفت . ◄ مؤانست . ◄ صداقت . ◄ مشارکت . (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
یاری، همدلی، دوستی