رفت و روب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رُ تُ) (مص مر.) روبیدن، جارو کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رُ تُ) (مص مر.) روبیدن، جارو کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفت و روب . [ رُ ت ُ ] (مص مرخم، اِ مرکب )روفتن . روبیدن . جاروب کردن . (فرهنگ فارسی معین ). رفت و رو. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ) : اهل بینش ز صفا ساختگی نشناسد خانه ٔ چشم چه محتاج به رفت و روب است . خان آرزو (از آنندراج ). رجوع به رفت و رو و رفت و روی شود. ♦ دایره ٔ رفت و روب ؛ دایره ٔ تنظیف و تسطیح . (لغات فرهنگستان ). در سازمان شهرداری نام دایره ای که به کار روفتن و صاف کردن کوچه ها و خیابانها پردازد. دایره ٔ تنظیف . (یادداشت مؤلف ). شعبه ای ازشهرداری که به امر نظافت خیابانها رسیدگی کند. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ جاروب . (از شعوری ج ٢ ورق ٢١). رجوع به رفت و روشود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی