رقص زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رقص زدن . [ رَ زَ دَ ] (مص مرکب ) رقص کردن . رقصیدن : هین بزن دستی که آن شاهد رسد هان بزن رقصی که لاله می رود. مولوی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رقص زدن . [ رَ زَ دَ ] (مص مرکب ) رقص کردن . رقصیدن : هین بزن دستی که آن شاهد رسد هان بزن رقصی که لاله می رود. مولوی (از آنندراج ).