رقم کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رقم کشیدن . [ رَ ق َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) نوشتن . نگاشتن . (ناظم الاطباء) (از یادداشت مؤلف ) : خانه ٔ دل سبیل کن بر می رقم لایباع بر درکش . خاقانی . در عالم علم آفریدن به زین نتوان رقم کشیدن . نظامی . جوانمردان رقم قبول بر آن طاعت کشند که اخلاص مقارن وی باشد. (گلستان ). قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی . حافظ. ◄ نشان گذاشتن . علامت نهادن : بزرگواری، آزاده ای، که خرد و بزرگ کشیده اند به خود بر ز بندگیش رقم . سوزنی . سرکشان از عشق تو در خاک و خون دامن کشند من کیم در کوی عشقت کاین رقم بر من کشند. خاقانی . در ایام شیخوخیت رقم کفران و سمت عصیان بر چهره ٔ خویش کشیدن موجب ملامت و ندامت باشد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٣٩).