رماله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رماله . [ رُ ل َ ] (اِخ ) صورت دیگر رُمَیْله، و آن موضعی است در راه بصره بسوی مکه . (از معجم البلدان ) : و عماره چون به رماله رسید شنید که مردم کوفه غیر از ابوموسی کسی را به امارت قبول ندارند. (حبیب السیر ص ١٧٦). رجوع به رمیله شود.