رماندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رماندن . [ رَ دَ ] (مص ) رم دادن . رمانیدن . تنفیر. تار کردن . تار و مار کردن . رجوع به رمانیدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رماندن . [ رَ دَ ] (مص ) رم دادن . رمانیدن . تنفیر. تار کردن . تار و مار کردن . رجوع به رمانیدن شود.