رنجیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ دِ یا دَ) (ص مف.) آرزده، دلتنگ.مترادفها و واژههای مرتبطآزرده، آزردهخاطر، افسرده، سرگران، کدر، مکدر، ملول، ناراضیواژه قبلی: رنجیدنواژه بعدی: رند