واژه جو

رهی معیری | رباعیها | آشیان سوز

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای جلوه برق آشیان سوز تو را ای روشنی شمع شب‌افروز تو را زآن روز که دیدمت شبی خوابم نیست ای کاش ندیده بودم آن روز تو را

معنی رهی معیری | رباعیها | آشیان سوز | واژه جو