رواحة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رواحة.[ رَ ح َ ] (اِخ ) عبداﷲبن ... صحابی است . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ). رجوع به عبداﷲبن رواحة شود.
رواحة. [ رَ ح َ ] (ع اِ) سرور که به حدوث یقین حاصل شود و یافتن آن سرور را. (از معجم متن اللغة). سرور و خوشحالی که به یقین چیزی حاصل شود. (ناظم الاطباء). رَواح .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). رَویحة. (معجم متن اللغة). رجوع به رواح و رویحة شود.