رواحل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رواحل . [ رَ ح ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ راحِلة.(دهار) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (آنندراج ).شتران قوی و تندرو. رجوع به راحلة شود : نگه کردم به گرد کاروانگاه به جای خیمه و جای رواحل . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رواحل . [ رَ ح ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ راحِلة.(دهار) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (آنندراج ).شتران قوی و تندرو. رجوع به راحلة شود : نگه کردم به گرد کاروانگاه به جای خیمه و جای رواحل . منوچهری .