روادار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روادار. [ رَ ] (نف مرکب ) مباح و جایز دارنده ٔ چیزی . (آنندراج ). رجوع به روا داشتن شود. ◄ انتخاب کننده . ◄ تحسین کننده . رجوع به روا داشتن شود. ◄ قبول کننده و راضی . ◄ (ن مف مرکب ) مشروع و درست و صحیح . ◄ مناسب و شایسته و سزاوار. ◄ (اِ مرکب ) حق قضاوت . (ناظم الاطباء).