روح القدس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روح القدس .[ حُل ْ ق ُ دُ ] (اِخ ) جبرئیل . (السامی فی الاسامی ) (دهار) (از غیاث ) (آنندراج ). و بسکون دال و تحریک آن هر دو مستعمل است . در این شعر خاقانی که در تعریف شعر است بسکون دال آمده : کرده روح القدس پیش کعبه پرها را حجاب تا برو آسیب سنگ اهل طغیان آمده . (از آنندراج ). روانبخش . (لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ذیل روانبخش ). یکی از اقانیم ثلاثه نزد ترسایان . سومین از اقانیم ثلاثه ٔ ارباب تثلیث . ثالث ثلاثه نزد مسیحیان . روح . کلمه . جان پاک . صاحب قاموس کتاب مقدس آرد: روح القدس اقنوم سوم از اقانیم ثلاثه ٔ الهیه خوانده شده، و آن را روح گویند زیراکه مبدع و مخترع حیات است، و «مقدس » گویند زیرا که یکی از کارهای مخصوص او اینکه دلهای مؤمنان را تقدیس میکند، و بسبب علاقه ای که بخدا و مسیح دارد او را روح اﷲ و روح المسیح خوانند -انتهی . و رجوع به حکمت اشراق ص ٢٠١، ٢٠٥ (حاشیه ) و ٢٦٥ و ٢٧٠ و روح و جان پاک وجبرئیل در این لغت نامه شود : برای پرورش جسم، جان چه رنجه کنم که حیف باشد روح القدس بسگبانی . رودکی . روزه کردم نذر چون مریم که هم مریم صفاست خاطر روح القدس پیوند عیسی زای من . خاقانی . بر بام سدره تا در ادنی فکنده رخت روح القدس دلیلش و معراج نردبان . خاقانی . تا لبش را لب نخوانی زینهار زآنکه روح القدس جان میخواندش . خاقانی . فیض روح القدس ار باز مددفرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد. حافظ. ◄ در فرهنگ علوم عقلی (ص ٢٨١) چنین آمده : آنچه را فلاسفه جوهر عقلی نامیده اند الهیون روح القدس مینامند، بعضی گویند: افلاطون جوهر عقلی را روح القدس نامیده، در هرحال این اصطلاح از مختصات فلسفه ٔ اسلامی و عرفان است و گاه مراد از آن عقل بالمستفاد میباشد و عقل را در مرتبت اجمال نیز روح القدس گفته اند -انتهی . و رجوع به اسفار ملاصدرا ج ٤ ص ٨٩ و ١٦٦ و ٧٩ و ١٠٧ و ج ١ ص ٧٢ شود.