روح نامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روح نامی . [ح ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روح نامیه : گرنه عرق منبر تستی در اشجار عراق روح نامی اره گشتستی اندر هر شجر. سنایی . رجوع به روح نامیه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روح نامی . [ح ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روح نامیه : گرنه عرق منبر تستی در اشجار عراق روح نامی اره گشتستی اندر هر شجر. سنایی . رجوع به روح نامیه شود.