روحة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روحة. [ رَ وَ ح َ ] (ع ص ) مؤنث رَوَح . مرغان پراکنده و متفرق یا مرغانی که شبانگاه بسوی آشیانه ها بازمیگردند. (از متن اللغة). رجوع به رَوَح شود.
روحة. [ رَ ح َ ] (اِخ ) از قرای قیروان، و بگفته ٔ بعضی جزء اسکندریه است . رجوع به معجم البلدان و رَوحی محمدبن ابی السرور شود.
روحة. [ رَ وَ ح َ ] (ع ص ) لیلة روحة؛ شب خوش . بصورت ترکیب اضافی و گاهی ترکیب وصفی استعمال میشود. (از منتهی الارب ). ◄ سرور که بحصول یقین حاصل شود. (منتهی الارب ). اسم مرت از رَوح . واحده ٔ رَوح . آسایش . و فرح و سرور. ج، روحات . (از اقرب الموارد).