روزگار رفته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. رَ تِ) (ص مر.) کنایه از: ۱- بخت برگشته، بی اقبال. ۲- کسی که عمرش بیهوده سپری شده.واژه قبلی: روزگار بردنواژه بعدی: روزگار شمردن