روزگار شمردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. ش ِ دَ) (مص ل.) چندی به سر بردن، چند صباحی عمر کردن.واژه قبلی: روزگار رفتهواژه بعدی: روزگار کردن