روزگار کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) (مص ل.) درنگ کردن، توقف کردن.واژه قبلی: روزگار شمردنواژه بعدی: روزگار یافتن