واژه جو

روزی رساندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روزی رساندن . [ رَ دَ ] (مص مرکب ) روزی دادن : تواناست آخر خداوند روز که روزی رساند تو چندین مسوز. سعدی . بنادانان چنان روزی رساند که صد دانا در آن حیران بماند. سعدی . و رجوع به روزی رسانیدن شود.

معنی روزی رساندن | واژه جو