واژه جو

روزی رسانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روزی رسانیدن . [ رَ دَ ] (مص مرکب ) روزی دادن : گفت بار خدایا در آن وقت که پیش زکریا بودم بی رنج بمن روزی میرسانیدی . (قصص الانبیاء). و رجوع به روزی رساندن شود.

معنی روزی رسانیدن | واژه جو