روشناسان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روشناسان . [ ش ِ ](ن مف مرکب، اِ مرکب ) مردمان مشهور و معروف . ◄ کنایه از ستارگان . (برهان قاطع) (آنندراج ). باین معنی ظاهراً مصحف روشنان است و روشنان مطلق ستارگان و غالباً ثوابت را گویند. (گاه شماری ص ٣٣٤ از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). رجوع به روشنان فلک شود.