واژه جو

روغن کشیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روغن کشیدن . [ رَ / رُو غ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به دست آوردن روغن از دوغ یا ماست یا کره یا پیه و چربی حیوان یا نبات و دانه . (از یادداشت مؤلف ) : دوغم ای دوست در آنین تو می خواهم ریخت تا کشم روغن از آن دوغ همی جنبانم . طیان . روغن کشد ز دانه ٔ دلها هزار بار این خال نیلگون که به کنج دهان تست . بابافغانی (از آنندراج ).

معنی روغن کشیدن | واژه جو