روغنگیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روغنگیری . [ رَ / رُو غ َ ] (حامص مرکب ) عمل و شغل روغن گیر. فشردن چیزی برای بیرون کردن عصاره و روغن آن . ◄ گرفتن روغن به قدر لزوم برای ماشین و دوچرخه و چراغ و جز آن . (از یادداشت مؤلف ). به قدر نیاز روغن در ماشین ریختن . ♦ روغنگیری کردن چرخ و غیره را ؛ برای روانی و سهولت گردش، چرخها و میله ها و غیره را به روغن آلودن . آنرا به روغن اندودن .