روی نه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روی نه . [ ن ِه ْ ] (اِ مرکب ) روینه . نقابی که بر روی اندازند. (ناظم الاطباء). رجوع به رویوانه شود.
روینه . [ ی َ ن َ / ن ِ ] (اِ) فوه . روین . (زمخشری ). روناس . رجوع به روین و روناس شود.
روینه . [ ی ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، اِ) رویینه . هر چیز که از روی ساخته شده و یا از روی اندود شده باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به رویینه شود. ◄ حلبی ساز. دیگ ساز. کسی که دیگ سفید کند. ◄ رنگ سرخ . (ناظم الاطباء).