رویا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رُ) [ ع. رؤیا ] (اِ.) آن چه انسان در خواب بیند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رُ) [ ع. رؤیا ] (اِ.) آن چه انسان در خواب بیند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رویا. (از ع، اِ) رؤیا. (ناظم الاطباء) (از برهان ). رجوع به رؤیا شود.
رویا. (سریانی، اِ) اسم سریانی عنب الثعلب است . (از اختیارات بدیعی ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به عنب الثعلب شود.
رویا. (نف ) روینده و هر چیز که از زمین روید. (ناظم الاطباء) (برهان ). روینده . (انجمن آرا) (آنندراج ) : قیاس از درختان رویا چه گیری . خاقانی . ز یک چشمه رویا شده دانه شان دو چشمه شده آسیاخانه شان . نظامی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه
نام فارسی