رویی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رویی . (ص نسبی )منسوب به رو (روی ). آنچه در ظاهر و سطح چیزی جای گیرد: لاستیک رویی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (حامص ) منسوب به روی، و در ترکیب با کلمات دیگر حاصل مصدر تشکیل دهد: خوب رویی . تازه رویی . خوش رویی . زشت رویی . آدم رویی . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به روی شود.