رکن آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رکن آباد. [ رُ ] (اِخ )دهی از دهستان کنارشهر بخش بردسکن شهرستان کاشمر. سکنه ٔ آن ٦٧٧ تن است . آب آن از قنات . محصول عمده ٔ آنجا غلات و پنبه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
رکن آباد. [ رُ ] (اِخ ) دهی از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. سکنه ٔ آن ٤٩٦ تن است . آب آن از قنات . محصول عمده ٔ آنجا غلات و لبنیات . صنایع دستی زنان آنجا قالی و جاجیم بافی . راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
رکن آباد. [ رُ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش سروستان شهرستان شیراز.سکنه ٔ آن ١٠٠ تن است . آب آن از قنات . محصول عمده ٔ آنجا غلات و تنباکو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).