ریاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریاب . (اِخ ) دهی از بخش جویمند حومه ٔ شهرستان گناباد. دارای ٨٢٠ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول عمده ٔ آنجا غلات و زعفران و بنشن و راهش ماشین رو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
ریاب . [ رَی ْ یا ] (ع ص ) امر ریاب ؛ کار ترساننده و درشک افگننده .(ناظم الاطباء). کار ترساننده . (از اقرب الموارد).
ریاب .(اِخ ) دهی از بخش رودسر شهرستان لاهیجان . دارای ١٦٧ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول عمده ٔ آنجا غلات، بنشن، ارزن، گردو، فندق و لبنیات و صنایع دستی آنجا شال و کرباس بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).