ریح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- باد. ۲- نسیم. ۳- دردی که در شکم یا پیوندگاه اندام بروز کند.مترادفها و واژههای مرتبطباد، دم، نسیم، نفخبو، رایحهتیزواژه قبلی: ریثواژه بعدی: ریحان