ریش آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریش آوردن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) ریش آوریدن . التحاء. (یادداشت مؤلف ). روییدن ریش بر صورت کسی : خفته چه باشی به خواب غفلت برخیز پیش که ریش آوری درم نه و دینار. سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریش آوردن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) ریش آوریدن . التحاء. (یادداشت مؤلف ). روییدن ریش بر صورت کسی : خفته چه باشی به خواب غفلت برخیز پیش که ریش آوری درم نه و دینار. سوزنی .