ریش آوردگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریش آوردگی . [ وَ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) التحاء. (یادداشت مؤلف ). ریش آوردن . به سن بلوغ رسیدن : ای پسر ریش آوریدی گل کش و دیوار زن باد سرد از درد ریش آوردگی دی وار زن . سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریش آوردگی . [ وَ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) التحاء. (یادداشت مؤلف ). ریش آوردن . به سن بلوغ رسیدن : ای پسر ریش آوریدی گل کش و دیوار زن باد سرد از درد ریش آوردگی دی وار زن . سوزنی .